DMCA.com Protection Status Protected by Copyscape
تعاریف ساده واژگان کسب وکارReviewed by امین قاسمی اسفهلان on May 19Rating: 4.5درک ساده معنی و مفاهیم واژگان و اصطلاحات کسب و کار | اسفهلانهر مذاکره، گفتگو و مطالعه در مورد کسب و کار و کارآفرینی، نیازمند درک واژگان و اصطلاحاتی است که در متون و جلسات کسب و کار از آنها استفاده میشود. زبان مشترک بین افراد گفتگو کننده، گفتگو را قابل فهمتر کرده و اتلاف انرژی و زمان را به حداقل میرساند. مشاوره کسب و کار اینترنتی اسفهلان 09361779010

درک واژگان و اصطلاحات و داشتن زبان مشترک در گفتگوهای تجاری و اجتماعی مهمترین نقش را در پیشبرد کسب و کار دارد.

در این صفحه که به صورت پیوسته در حال به روزرسانی است میتوانید با تعاریف و مفاهیم اصطلاحات و واژگان کسب و کارها آشنا شوید.

برای فهم بیشتر واژگان و مفاهیم، مثالهایی ایرانی و بین المللی نیز آورده شده است.

لظفا سوالات و نظرات خود را در قسمت نظرات برای ما ارسال کنید.
نظرات شما مهمترین نقش را در بهبود خدمات ما دارد.

 

استراتژی

مترادف استراتژی: راهبرد

استراتژی به انگلیسی: Strategy

تعریف استراتژی:

استراتژی به زبان ساده سه گام است :
۱-باید و نباید
۲-تعیین الویت و ترتیب کارها
۳-انجام کارهایی که ارزش و تمایز مخصوص شما خلق کند

راهبرد: همان استراتژی

کارآفرینی، شغل‌آفرینی نیست! (استاد محسن رنانی)

🔹 واژه‌ها حامل باری هستند که اگر آن بار مطابق واقع نباشد، آن‌گاه می‌تواند تصویر‌های غلط ایجاد کند.
وقتی می‌گویم کارآفرینی، این‌گونه تصور می‌شود که هرکسی یک کارخانه‌ای راه بیندازد و چند نفر را شاغل کند، به آن کارآفرینی می‌گویند.
به‌علاوه واژه کار نیز در زبان فارسی حدود ١٠ معنی دارد. وقتی می‌گویم کارآفرینی، منظور «شغل»آفرینی هم نیست؛ چه برسد به «کار»آفرینی! بنابراین در گام اول با هدف اینکه مفهوم کارآفرینی درست به ما منتقل شود، باید دنبال یک واژه جدید بگردیم!

👈 متأسفانه در ایران همه گمان می‌کنند که کارآفرین کسی است که برای عده‌ای شغل و کسب ایجاد می‌کند. پس هرکس بنگاهی راه بیندازد که عده‌ای را شاغل ‌کند؛ به‌عنوان کارآفرین شناخته می‌شود.
این برداشت موجب شده ما درباره سیاست گذاری کارآفرینی هم به بیراهه برویم. بنابراین حتما باید این برداشت را اصلاح و جایگزین مناسبی برای اصطلاح «کارآفرین» پیدا کنیم.

🔹 درواقع کارآفرین کسی است که در هر جایگاهی، شغل یا رشته‌ای که حضور دارد، خط شکنی می‌کند و مرزی را که اطراف خودش دارد یک گام جلوتر می‌برد.
🔺 استاد، معلم، نقاش، صنعتگر و… هرکدام اطراف خود مرز‌هایی دارند: مرز دانش، مرز فناوری، مرز روش‌های تولید، مرز بازار، مرز کیفیت کالا، مرز نظام اداری و…
ازجمله مرزهایی هستند که ما را محصور کرده‌اند و ظرفیت زایش و تولید و خلاقیت و نوآوری و تنوع و تحول را در ما محدود کرده‌اند.

🔺 کارآفرین کسی است که جسارت می‌کند و این مرزها را می‌شکند.

🔹 پس کارآفرین، مدیری خط‌شکن در حوزه فعالیت خودش است که می‌تواند اقتصاددانی باشد و تئوری جدیدی بسازد یا می‌تواند هنرمندی باشد و سبک جدیدی خلق کند یا می‌تواند صنعتگری باشد که کالای جدیدی ابداع می‌کند، کیفیت کالاهای موجود را بهبود می‌دهد، فناوری را ارتقا می‌دهد، بازار‌های جدیدی خلق می‌کند، روش تولید را عوض می‌کند، سازمان تولید را بازچینی و چابک می‌کند و نظایر ‌اینها.

🔹 پس کارآفرین کسی است که یکی از مرزهایی را که در برابر خود دارد، شکسته و به جلو گام برمی‌دارد. «مرزآفرین» یا «فن‌آفرین» می‌تواند واژه‌های مناسب‌تری باشد. به‌عبارت‌دیگر، کارآفرین کسی است که در حوزه فعالیت خودش استاندارد‌ها را ارتقا می‌دهد و استانداردهای جدیدی ایجاد می‌کند؛
🔹 بنابراین یک مربی ورزشی هم می‌تواند کارآفرین باشد، اگر با استفاده از روش‌های تمرینی جدید و متفاوت، بتواند رکورد‌های جدیدی خلق کند و استاندارد حوزه ورزشی خود را بالاتر ببرد.

👈 بنابراین خیلی ساده دو تعبیر را می‌توانیم برای تعریف کارآفرینی به کار ببریم:

۱🔸 کسی که در حرفه خودش مرز جدیدی خلق می‌کند و
۲🔸 کسی که استاندارد‌های موجود را در حرفه خودش ارتقا می‌دهد.

ساده‌ترین روشی که مفهوم فنی کارآفرینی را بیان می‌کند چنین است: در هر فعالیتی که باشیم، درون یک مثلث محصوریم، قاعده این مثلث «دانش» است، یک ضلع آن «روش» است و ضلع سومش «ابزار». همه ما در فعالیت‌های حرفه‌ای‌مان با این سه ضلع روبه‌رو هستیم.

🔸 میزان دانش ما فعالیت‌هایمان را محدود می‌کند یا مرز فعالیت ما را مشخص می‌کند، روش‌های انجام فعالیت‌ها نیز تعیین‌کننده مرز فعالیت ما هستند و نهایتا ابزار‌های موجود نیز دامنه فعالیت ما را مشخص و محدود می‌کنند.

♦️ مدیری که بتواند یک یا دو یا هر سه این موارد را ارتقا بخشد و استاندارد‌های آن را بالا ببرد، کارآفرین محسوب می‌شود.

سیستم:

سیستم یک چرخه هست
چرخه ای متشکل از پیش خورد ، ورودی ، فرایند ، خروجی ، بازخورد ، بازمهندسی
مجموعه ای از عناصر که با همدیگر در راه رسیدن به یک هدف مشترک در تعامل هستند
هر سیستم حتما تشکیل شده از مجموعه ای زیر سیستم
هر زیر سیستم خودش یک سیستم مستقل است
پیش خورد، بازخورد و باز مهندسی
پیش‌خورد: داده اولیه
بازخورد: فیدبک سیستم
بازمهندسی: اصلاح ساختار

سیستم یعنی پیش خورد، ورودی ، فرایند ، خروجی ، فیدبک ، باز مهندسی

مثالهایی از سیستم:

  • انسان
  • قلب یک زیر سیستم است در سیستم انسان است
  • انسان بهترین مثاله
    چون داخلش خیلی زیر سیستم هست ک خودشون هرکدوم سیستم مستقل هستند

سیستم ها اثر انگشت مستقل دارند
هیچ سیستمی شبیه هم نیست

مهندسی سرمایه:

یعنی ابتدا درک منابع کلیدی
دوم ارزش گذاری منابع
سوم برنامه ریزی درست و کارا برای بهره وری منابع
چهارم ارزیابی متریک کارایی منابع (ارزیابی متریک: ارزیابی قابل اندازه گیری)
پنجم باز آرایی منابع: فرض کنید در گام چهارم می رسیم ضعف هایی در بهره برداری سرمایه انسانی داریم
با باز آرایی فرایندها در زیر سیستم منابع انسانی بهره وری را افزایش میدیم

راه اندازی شبکه فروش انحصاری:

ببینید انتخاب مهندسی خلاقانه بازارسازی
مثال یک مجموعه بسته بندی خشکبار
محصولات خود را به شبکه سوپر مارکتها می فروشد
به جای فروش مدت دار بیاییم استندهای اختصاصی ایجاد کنیم و مکان استندگذاری را از مغازه دار اجاره کنیم و به جای فروش چک و نقد با دریافت تضمین مشتری شریک هم باشند

فروش مدت دار: تسوسه مدت دار

دریافت تضمین مشتری شریک:

  • تضمین که مشخص است یعنی اعتبارسنجی و مشخص کردن میزان اعتبار مشتری و دریافت ضمانت نامه
  • مشتری شریک یعنی به جای خرید کالا و فروش محصول ما به عنوان جز شریک با برند اقدام کند بدون سرمایه گذاری ریالی در خرید محصول
  • بعد مشتری شریک در مورد مصرف کننده یعنی مشارکت مشتری در توسعه بازار

مثال:
به جای اینکه یک شعبه یا چند شعبه لبنیاتی بزند
چهارصد سوپرمارکت شهر، یخچال این بنده خدا را دارن و جنسش را می فروشند
این شیوه در وال مارت هست

خب چه نفعی برای صاحب مغازه داره؟

  • یک سرمایه خرید نمیزارد
  • اجاره می گیرد
  • شریک در منافع فروش هم هست

الان اون لبنیاتی به راحتی با این روش ماهی یک میلیارد فروش دارد
بعد نیازی به راه اندازی شعب ندارد
بعد هزینه تبلیغاتش به شدت پایین میاد
ولی کارا شده

مثال نادرست:
بستنی میهن: اون فقط یخچال داد اما باز هم خرید و فروش سنتی هست – اون یک روش ناقص بازارسازی هست
مثل پپسی و کوکاکولا: اونها فقط یخچال دادن

تازه صد ها روش خلاق مهندسی بازار وجود دارد

ایده:

ایده یعنی خلق یک متد ، سبک ، فرهنگ ، استاندارد بر اساس نیاز ، آرزو ، رویا ، خواسته جامعه

می تواند نوآوری هم نباشد و یا باشد

مهندسی بازار:

مهندسی بازار پیکر بندی راه حل های دسترسی به مشتری
و ارجاع مشتری به محصول
بازارشناسی ، بازارسازی ، بازارداری

مثال:
دوغ ناملی، بازارشناسی درستش سبب بازارسازی عالی تر شد
دید ما دوغ لیوانی خلا داریم در شبکه فست فودها و رستوران ها
اونجا حمله کرد و گرفت
حالا مردم اونجا باهاش کیف می کردن
بعد می رفتن سوپر مارکت می گفتن ناملی نداری
تقاضا قرار گرفتن در یخچال ها از طرف بازاریاب ناملی نبود
بلکه تقاضا از طرف سوپر مارکتها می آمد
اینجوری هزینه تبلیغم ندادن
کار هوشمندانه همینه

مثال ۲:
خودم برای یک برند لبنی
لیست عروسی ها و عزا در آوردم
به مبلغ شصت میلیون تومان ماست و دوغ هدیه دادیم
از فردا هر عروسی و عزا تمام تلفن ها دفتر فروش تلفنی زنگ می‌خورد

چرا مثالها بیشتر در زمینه صنایع عذایی تو کشور ما هست به دلیل اینه که صنایع دیگه ضعیف هستن؟
کشورها نهایت در سه تا چهار صنعت مزیت دارن
نه همه کاره هیچ کاره مانند ایران
الان مالزی از صنعت روغن پالم هفتاد میلیارد دلار درآمد داد
آمریکا تمام روغن پالم مالزی را پیش خرید می کند
روغن پالم روغن بسیار خوبیه
روغن هسته خرما هست
اون چیزی که شما شنیدید بعضی ها می گفتن روغن پالم صنعتی نه خوراکی در ایران استفاده میشه

یعنی فقط باید رو همین کسب و کارها مانور داد؟
بله بقیه مزیتی نداریم

صنعت گل هلند بالای پنجاه میلیارد دلار درآمد دارد

صنایع مهم ایران خوراکی هست بقیه چی هستند؟
خدمات ، صنایع خلاق

صنعت‌های با مزیت در ایران:

  • خوراکی:
  • خدمات: خدمات مثل آچاره، الوپیک، اسنپ، مامان‌پز و … (کلیه خدمات)
  • صنایع خلاق: مثل بازی کامپیوتری که فکر کنم سنگاپور صاحب سبک هست

صنایع خلاق:

خلاق هر چیز که به هویت جامعه مرتبط هست

مانند سینما
موسیقی
توریسم
ورزش
رسانه
ادبیات
غذا
مد
و سایر

مثال از صنایع خلاق:

  • ژاپن سالانه دویست میلیارد دلار درآمد از انیمیشن دارد
  • توریسم حلال در جهان هزار میلیارد دلار گردش دارد
  • هند از صنعت سینما دو میلیارد دلار درآمد دارد

ذخایر نفتی در صورت خرد می توانست موتور جهنده باشد

راه اندازی کسب و کارهای مکمل به صورت شبکه شعب: (کسب و کارهای مکمل):

بله روی پلتفرم اولیه ، کسب و کارهای مکمل ایجادمی کنیم

مثال از کسب و کارهای مکمل:

  • کسب و کار مکمل مثل اسنپ و اسنپ فود
  • مانند علی بابا و بعد جاباما

 

درآمد جانبی:

مثال: مثل کار ساختمان و خدمات کامل آن (پشتیبانی آن)

پلتفرم:

مجموعه اجزا محرکه یک کسب و کار
که روی آن می توان مانند صنعت خودرو می توان بدنه ها مختلف سوار کرد

مثال از پلتفرم:

  • مثلا می گویند پلتفرم رنو و با بدنه مثلا پیکان
  • بعد یه جایی دیگر می گویند پلتفرم رنو با بدنه دیگر
  • پلفترم پژو که شد سمند ، چهارصد و پنج ، پارس
  • پلتفرم مثل اندروید و بدنه تمام گوشیهای هوشمند (به نوعی)
  • آمازون یک مارکت پلیس هست ولی نوع کسب و کارش پلتفرمی هست

یه مثال از کسب و کارهای مجازی پلتفرمی:

  • کسب و کار آمازون
  • کافه بازار: اپ ظاهرش هست یک پلتفرم هوشمند هست
  • پلی استور
  • البته مک دونالد همزمان پلتفرم هم هست
  • قرار دادن یخچال در مغازه توسط لبنیاتی

مثال: شبیه به همون مثالی میشه که در مورد قرار دادن یخچال در مغازه زده شد (این هم پلتفرمه)

مثال اشتباه: آیس پک، پلتفرم نیست، کسب و کار خطی هست

کسب و کار خطی:

ساده اش همین کارها از بالا به پایین سنتی خودمان
که یک زنجیره تامین تا توزیع دارد

مارکت پلیس (Market Place):

مثالهایی از مارکت پلیس: آمازون، دیجی کالا، بامیلو

طرح جهنده:

یعنی انتخاب ایده ای که به سرعت رشد سهم بازار داشته باشد

مثال از طرح جهنده:

  • دوغ ناملی لیوانی وقتی نبود
  • یا ایده آیس پک
  • یا ایده پدر خوب
  • یا مک دونالد (البته مک دونالد همزمان پلتفرم هم هست)

ابربرند:

برند رهبر بازار
که قوانین بازار با ایشان طراحی و اجرا میش

مثال از ابربرند:

  • اپل ، سامسونگ ابر برند بازار اسمارت فون ها
  • زر و تک در بازار اسپاگتی ایران

برندهای فراگیر جامع:

ابر برند تک بعدی شاید باشد
ولی برند جامع چند بعدی و ابر برند

مثال:

  • مانند جنرال الکتریک
  • میتسوبیشی
  • سامسونگ

سوال: همکاری برندها بویژه خودروسازان
مثل میتسوبیشی نیسان رنو چه مدل کسب و کار هست:

  • کنسرسیوم
  • یا برند مشترک
  • یا همکاری استراتژیک

کنسرسیوم:

مثلا: همکاری برندها بویژه خودروسازان
مثل میتسوبیشی نیسان رنو مدل کسب و کار کنسرسیومی هست
البته میتواند برند مشترک هم باشد این مدل همکاری
یا همکاری استراتژیک

مدل اقتصاد اشتراکی:

حتما در مدل اقتصاد اشتراکی ما برون سپاری داریم

یه مثال برون سپاری: کار حمل و نقل دیجی کالا را ماهان سیر انجام می دهد

لکسوس بچه تویوتا هست
مانند صنایع غذایی الف و روغن الف
اما روغن ب

سیاست ژاپنی‌ها در کسب سهم بازار است اقتصادی و لوکس کنار هم
نیسان و اینفینیتی

 

برندینگ:

تبدیل نام به یک ارزش مانا و مستمر اجتماعی و اقتصادی
دارای ارزش مادی
همراه با ایجاد یک سبک زندگی

اسپورت باز ها ماشین باز پولدار بیشتر بی ام و را انتخاب می کنند تا مرسدس

مانایی/ برند سبک زندگی

مبلغ برند:

حس تجربه و درک ذینفعان از برند
درک ، حس ، تجربه همه ذینفعان

ارزش ریالی برند نمیشه؟ نه
اون ارزش افزوده اقتصادی هست
ارزش افزوده اقتصادیه نه مبلغ برند
حس و درک و تجربه شما در مورد مک دونالد مبلغ برند هست

سود جاری:

سود حاصل از فروش محصول

سود آتی:

سود حاصل از برند ، درآمدهای جانبی ، مکمل

یعنی در قالب ارزش برند

بازارهای خرد:

بازارهای مستقیم در ارتباط با مشتری مصرف کننده

مانند فروش لوازم یدکی به صورت مستقیم به خودروداران یابا استفاده از پلتفرم شبکه خدمات دهندگان خودرویی

سیستم ملی و فراگیر:

مانند استقلال و پرسپولیس
سهم بازار برتر در تمام شهرهای ایران از مشتریان فوتبال

فراگیری با اجبار همراه نیست

مانند تویوتا در بازار بین المللی

سیستم ملی و فراگیر پارچه های طبیعی

مزیت:

ارزش ویژه شما

مثال: همه فعال صنعت لبنیات هستن
مزیت یک برند از محصول تا توزیع سریع و حتی مشتری مداری قابل تصور هست
الان ارزش ویژه میهن در شبکه بهم پیوسته تامین ،تولید ، توزیع هست

میشه گفت سرعت – قیمت – کیفیت – ساده تر بودن و .. و  و UI و UX

اکوسیستم:

یک سیستم باهویت و شناسه های خاص خودش در مقایسه با حتی سیستم های مشابه

مانند بیابان های ایران با هویت وشناسه های خاص خودش

در کسب و کار: بوم گردی ایرانی

ماموریت:

کار خاص شما
کاری که رقبا انجام ندادن

ایجاد کار متمایز و خاص شما

مثال: دیجی کالا ماموریتش یک راهنمای خرید هوشمند و هدفمند است
بعد یک فروشگاه اینترنتی

چشم انداز:

ساخت تصویر و ماکت از آینده یک سیستم

مثلا: فدکس و پهبادها ده سال پیش

بازارشناسی:

بازار شناسی یعنی شناخت جامعه هدف و پیدا کردن نقاط تماس تخمین رفتار

بازارداری:

بازار داری هم فرایند های مشتری مدار

بازارسازی:

بازار سازی یعنی وصل محصول به نقاط تماس

الان بازار سازی خیلی خلاقانه شده است!

نقاط تماس: محل حضور مشتری

بازاریابی:

 

 

سرمایه داغ:

همون عزت و احترام مشرک در جامعه

وی سی:

استراتژی بوت استریپینگ:

صنایع خلاق:

مهندسی کسب و کار:

دیدن دارایی و خلق فرهنگ و سبک جدید ارتباطی بین ذینفعان و جمع سپاری منابع و شرکای کلیدی و استفاده هدفمند و هوشمند از تمام ابزارها بدون تعصب به فناوری

مشکل بزرگ ایرانیان هست که فکر می کنند با استفاده از سایت ، اپ ، دیجیتال مارکتینگ می توانند کسب و کار بسازند
در حالیکه باید واقعیت را دید

مهندسی مجازی:

مهندسی مجازی یعنی خلق یک سیستم جمع سپار دارایی و منابع و ابزار

کسب و کار مجازی:

کسب و کار مجازی یعنی فراتر از ایجاد و بهره گیری از موجود
کسب و کار مجازی هم کسب و کاری که از مهندسی مجازی حاصل میشود

 

قالب شغل:

قالب شغل یعنی کاری که انجام میشه

ماهیت شغلی:

ماهیت شغلی یعنی یک زمانی هم کنار هم

الان دورکاری

یا کار روی بستر دیجیتال

خلاصه
درک ساده معنی و مفاهیم واژگان و اصطلاحات کسب و کار | اسفهلان
نام مقاله
درک ساده معنی و مفاهیم واژگان و اصطلاحات کسب و کار | اسفهلان
توضیحات
هر مذاکره، گفتگو و مطالعه در مورد کسب و کار و کارآفرینی، نیازمند درک واژگان و اصطلاحاتی است که در متون و جلسات کسب و کار از آنها استفاده میشود. زبان مشترک بین افراد گفتگو کننده، گفتگو را قابل فهمتر کرده و اتلاف انرژی و زمان را به حداقل میرساند. مشاوره کسب و کار اینترنتی اسفهلان ۰۹۳۶۱۷۷۹۰۱۰
مولف
نام ناشر
اسفهلان
لوگوی ناشر
تعاریف ساده واژگان کسب وکار
۵ (۱۰۰%) ۲ votes